





من / عشق
پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق من
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
تمام سعیمو کردم تا به کسی دل نبندم دلم لک زده واسه یه لحظه عاشق شدن
تا عاشق نشم ...
تا کسی نتونه دلمو تصاحب کنه
تا کسی نتونه خدای دلم بشه
تا کسی نباشه که شبا بخاطرش اشک بریزم
تا کسی نباشه که هرجا که میرم جلو چشمام باشه
تمام سعیمو کردم تا روز آشنایی نباشه و روز جدایی هرگز وجود نداشته باشه
و حالا ...
واسه همه اون دردای شیرین
دلم کسی رو میخواد تا این محبت خفه شده در قلبم رو به پاش بریزم
و به کسی احتیاج دارم تا اون امنیت قلبی رو به من برگردونه ...

هزار دفعه نوشتم زندگی بی تو هر گز

دوستت دارم
تو دریایی و من موجی اسیرم
که می خواهم در آغوشت بمیرم
بیا دریای من آغوش بر کش
نمی خواهم جدا از تو بمیرم

