تبليغاتX
صدای سخن عشق
دراین وبلاگ با اشعاری از شاعران خارجی آشنا می شوید

نمی دونم چرا وقتی دنبال خوشبختی می ری و دنبا لش می گردی یا دنبال کسی که باهاش خوشبخت بشی می گردی ،زمین زمان دست به یکی میکنند و تو رو زمین می زنند.تو دوباره شروع می کنی و دوباره می زنندت زمین و تو بر اثر هر بار زمین خوردن یک زخم در روحت ایجاد می شه.اونقدر تو ادامه می دی و زخمی میشی که از درد بی حس و خسته می شی.تمام انگیزهات از بین میره.بد زمانی که از همه چیز خسته شدی خوشبختی میاد سراغت.اما چه فایده دیگه دیره .اونقدر بی حس و خسته ای که نمی تونی از خوشبختی استفاده کنی.اصلا نمی تونی حسش کنی.

اخه چرا اینقدر دیر می یاد؟

نوشته شده توسط بهمن در ساعت 17:20 | لینک  | 

 

کاش قلبم درد پنهانی نداشت                           

چهره ام هرگز پریشانی نداشت

برگهای آخر تقویم عشق

حرفی از یک روز بارانی نداشت

کاش می شد

راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت

نوشته شده توسط بهمن در ساعت 2:4 | لینک  | 

یک نفر...

یک جایی...

تمام رویاهاش لبخند توست...

و زمانی که به تو فکر می کنه

احساس می کنه که زندگی واقعا با ارزشه...

پس هرگاه احساس تنهایی کردی

این حقیقت رو به خاطر داشته باش.

             یک نفر...

             یک جایی...

             در حال فکر کردن به توست

نوشته شده توسط بهمن در ساعت 2:3 | لینک  |