شنبه بیست و چهارم دی 1384
نمی دونم چرا وقتی دنبال خوشبختی می ری و دنبا لش می گردی یا دنبال کسی که باهاش خوشبخت بشی می گردی ،زمین زمان دست به یکی میکنند و تو رو زمین می زنند.تو دوباره شروع می کنی و دوباره می زنندت زمین و تو بر اثر هر بار زمین خوردن یک زخم در روحت ایجاد می شه.اونقدر تو ادامه می دی و زخمی میشی که از درد بی حس و خسته می شی.تمام انگیزهات از بین میره.بد زمانی که از همه چیز خسته شدی خوشبختی میاد سراغت.اما چه فایده دیگه دیره .اونقدر بی حس و خسته ای که نمی تونی از خوشبختی استفاده کنی.اصلا نمی تونی حسش کنی.
اخه چرا اینقدر دیر می یاد؟
نوشته شده توسط بهمن در ساعت 17:20 | لینک
|
